













” اوی که یه دختر محتاط در زندگی هست ، عاشق پسری به نام ژاویر میشه که مثل یک روح آزاد هست و زندگی رو خیلی ساده میگیره . هر چی بیشتر از رابطه این دو میگذره ، اوی علت این بی غم بودن ژاویر رو متوجه میشه و میفهمه که اون اعتقاد داره که آخر الزمان و قیامت نزدیکه بنابراین باید از دو روز باقی مونده عمر لذت برد ولی این عقیده ژاویر تا چه اندازه درست هست ؟ این چیزی هست که با پیش رفتن سریال متوجه میشیم