

























هازیران برای شغلی تو توکیو که مدت طولانیه که ارزشش رو داره با رئیسش دویگون دیدار میکنه و برای ترفیع گرفتن باید تو این موضوع که واسه اینکه مرد بد اخلاق جزیره رو که زمینش رو نمیفروشه راضی به فروش کنه باید به رئیسش کمک کنه و دنبال اتو میگرده هازیران وقتی میره جزیره با پویراز آشنا میشه پویراز سعی میکنه اونو باتوریست ها اونو ار کارخونه بیرون کنند که همون اول با هم لج میکنند در این حین هازیران به اطلاعاتی که میخواست بدست میاره ولی وقتی داشت به استانبولی که برای رفتن خیلی لحظه شماری میکرد با خالش که سالهاندیدتش رو به رو میشه و کشتی رو از دست میده و مجبورا تو جزیره میمونه هازیران بدون اینکه متوجه بشه خودشو تو مسابقه رقص با پویراز میبینه و تا دیر نشده میبینه رئیسش اشتباه هدایتش کرده و میفهمه به پویراز اسیب زده و هازیران که میخواد اشتباهش رو جبران کنه با یه پیشنهاد میره پیش پویراز